الفيض الكاشاني
372
ترجمة الحقائق ( فارسى )
و بعضى « 1 » از حكما گفتهاند كه : از اوّل آيهء « إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ » « 2 » تا بيست آيه چهل و چند عدد گناه نسبت به برادران يوسف كه بعضى عظيمتر از بعضى است داده شده و « 3 » در يك كلمه سه و « 4 » چهار « 5 » گناه جمع شده و آخر الأمر جميع گناهان ايشان را خداى عزّ وجلّ آمرزيده و از ايشان عفو كرد . و يك سؤال كه حضرت عُزَير در مسألهء قدر نمود تحمّل ننموده « 6 » تا آنكه فرمودند : اگر ديگرى عود كند به چنين سؤال نامِ آن از ديوان پيغمبرى محو مىشود ! و اين قصّهها از براى آن در قرآن وارد شده كه طريقهء خداى عزّ وجلّ در بندگانِ گذشته دانسته شود . و هيچ چيز در قرآن نيست مگر آنكه هدايتى و نورى است و راهنمايى است به شناسانيدن خداى عزّ وجلّ به خلق او . فصل [ در محبّت خداى عزّ وجلّ به بندگان ] و امّا محبّت خداى عزّ وجلّ به بندگان عبارت است از برداشتن حجاب از باطن تا آنكه به ديدهء باطن مشاهدهء او را بكند و از متمكّن بودن به قرب الهى و اراده نمودن خداى عزّ وجلّ قرب او را در روز ازل و از پاكيزه شدن باطن او از جا گرفتن غيرى در آن و از خالى ساختن او از موانعى كه حايل مىشود ميان بنده و ميان خدا ، تا آنكه نشنود چيزى را مگر به خدا و از خدا و نمىبيند مگر به خدا و سخن نگويد « 7 » مگر به خدا ، چنانچه در حديث قدسى وارد شده كه : هميشه بنده تقرّب به من مىجويد به نافلهها تا آنكه « 8 » دوست مىدارم او را ، و هرگاه او را دوست داشته باشم گوش او
--> ( 1 ) . s - بعضى . ( 2 ) . يوسف : 8 . ( 3 ) . a - و . ( 4 ) . a s - و . ( 5 ) . چهار / s چار . ( 6 ) . ننموده / s a ننمودند . ( 7 ) . نگويد / a s نمىگويد . ( 8 ) . نافلهها تا آنكه / s a نافلههايى .